تعریف روانشناسی:
روانشناسی مطالعه علمی ذهن و رفتار است. روانشناسی یک رشته چند وجهی است و شامل بسیاری از زمینه های مطالعاتی مانند رشد انسانی، ورزش، سلامت، بالینی، رفتار اجتماعی و فرآیندهای شناختی می شود. روانشناسی همه ی جنبههای تجربه انسانی، از عملکردهای مغز گرفته تا اقدامات ملتها، از رشد کودک تا مراقبت از سالمندان را در بر میگیرد. به بیان دیگر روانشناسی مطالعه علمی ذهن و چگونگی دیکته و تأثیر آن بر رفتار ما است. از ارتباطات و حافظه گرفته تا فکر و احساسات. این در مورد درک این است که چه چیزی افراد را وادار می کند و چگونه این درک می تواند به ما کمک کند تا بسیاری از مشکلات و مسائل موجود در جامعه امروز را حل کنیم.
تاریخچه روانشناسی:
در زمینه فلسفی، روانشناسی هزاران سال پیش در یونان باستان، مصر، هند، ایران و چین وجود داشت.
در ۳۸۷ سال قبل از میلاد، افلاطون پیشنهاد کرد که مغز جایی است که فرآیندهای ذهنی در آن انجام می شود، و در سال ۳۳۵ قبل از میلاد ارسطو پیشنهاد کرد که این قلب است.
ابن سینا، پزشک مشهور مسلمان، متولد ۱۹۸۰ میلادی، به مطالعه و درمان صرع، کابوسهای شبانه و ضعف حافظه پرداخت. گفته می شود اولین بیمارستان های معالجه بیماری های روانپزشکی توسط پزشکان اسلامی در قرون وسطی راه اندازی شده است.
در سال ۱۷۷۴، فرانتس مسمر پیشنهاد کرد که هیپنوتیزم یا “مزمریسم” ممکن است به درمان برخی از انواع بیماری های روانی کمک کند.
در سال ۱۸۷۹، ویلهلم وونت، روانشناسی را به عنوان یک رشته تجربی مستقل پایه گذاری کرد. او اولین آزمایشگاهی را که تحقیقات روانشناسی را منحصراً در دانشگاه لایپزیگ انجام می داد راه اندازی کرد. وونت امروزه به عنوان پدر روانشناسی شناخته می شود.
در سال ۱۸۹۰، فیلسوف آمریکایی به نام ویلیام جیمز کتابی با عنوان اصول روانشناسی منتشر کرد. برای چندین دهه توسط روانشناسان در سراسر جهان مورد بحث قرار گرفت. در همان سال، ایالت نیویورک قانون مراقبت ایالتی را تصویب کرد که در آن افراد مبتلا به مشکلات روانی باید خانه های فقیرانه را ترک کرده و برای درمان وارد بیمارستان می شدند.
در سال 1890، انجمن روانشناسی آمریکا (APA) به رهبری جی. استنلی هال تأسیس شد.
هرمان ابینگاوس که در سال های ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۹ زندگی می کرد و در دانشگاه برلین کار می کرد، اولین روانشناسی بود که حافظه را به طور گسترده مورد مطالعه قرار داد.
ایوان پاولوف، که از سال ۱۸۴۹ تا ۱۹۳۶ زندگی می کرد، آزمایش معروفی را انجام داد که نشان داد سگ ها زمانی که انتظار غذا دارند، بزاق ترشح می کنند .
زیگموند فروید اتریشی که از سال ۱۸۵۶ تا ۱۹۳۹ زندگی می کرد، زمینه روانکاوی را معرفی کرد که نوعی روان درمانی است. او از روش های تفسیری، درون نگری و مشاهدات بالینی برای به دست آوردن درک ذهن استفاده می کرد. او بر حل تعارض ناخودآگاه، پریشانی روانی و آسیب شناسی روانی تمرکز کرد. فروید استدلال کرد که ناخودآگاه مسئول بیشتر افکار و رفتار مردم و مشکلات سلامت روان است.
E. B Titchener، آمریکایی، به شدت به ساختارگرایی اعتقاد داشت که بر این سؤال تمرکز دارد: “آگاهی چیست؟”. ویلیام جیمز و جان دیویی به کارکردگرایی معتقد بودند که «آگاهی برای چیست؟» . بحث بین کارکردگرایان و ساختارگرایان منجر به رشد سریع علاقه به روانشناسی در ایالات متحده و جاهای دیگر و تأسیس اولین آزمایشگاه روانشناسی در ایالات متحده در دانشگاه جانز هاپکینز شد.
شاخه های روانشناسی
روانشناسی عمومی
روانشناسی عمومی مطالعه گسترده اصول، مشکلات و روش های اساسی علم روانشناسی از جمله زمینه هایی مانند رفتار، رشد و تکامل انسان، احساسات، انگیزه، یادگیری، حواس، ادراک، فرآیندهای تفکر، حافظه، هوش، نظریه شخصیت، تست روانشناسی، اختلالات رفتاری، رفتار اجتماعی و سلامت روان است. این مطالعه از دیدگاه های مختلف از جمله فیزیولوژیکی، تاریخی، نظری، فلسفی و عملی بررسی می شود.
روانشناسی بالینی
روانشناسی بالینی علم، نظریه و عمل را به منظور درک، پیش بینی و تسکین مشکلات مربوط به سازگاری، ناتوانی و ناراحتی ادغام می کند. این نوع از روانشناسی انطباق، سازگاری و توسعه شخصی را ترویج می کند. یک روانشناس بالینی بر جنبه های فکری، عاطفی، بیولوژیکی، روانی، اجتماعی و رفتاری عملکرد انسان در طول زندگی فرد، در فرهنگ ها و سطوح اجتماعی-اقتصادی مختلف تمرکز می کند.
ارزیابی روانشناختی و روان درمانی در عمل روانشناسی بالینی نقش اساسی دارند، اما روانشناسان بالینی اغلب در تحقیقات، آموزش، شهادت پزشکی قانونی و سایر زمینه ها نیز مشارکت دارند.
روانشناسی شناختی
روانشناسی شناختی فرآیندهای ذهنی درونی مانند حل مسئله، حافظه، یادگیری و زبان را بررسی می کند. این مدل به چگونگی تفکر، درک، ارتباط، به خاطر سپردن و یادگیری مردم می پردازد. ارتباط نزدیکی با عصب شناسی، فلسفه و زبان شناسی دارد. روانشناسان شناختی به چگونگی کسب، پردازش و ذخیره اطلاعات توسط افراد نگاه می کنند.
کاربردهای عملی شامل نحوه بهبود حافظه، افزایش دقت تصمیم گیری یا نحوه تنظیم برنامه های آموزشی برای تقویت یادگیری است.
روانشناسی رشد
این مدل، مطالعه علمی تغییرات روانشناختی سیستماتیکی است که فرد در طول زندگی تجربه می کند و اغلب به عنوان رشد انسانی شناخته می شود. این مدل نه تنها بر نوزادان و کودکان خردسال بلکه بر نوجوانان، بزرگسالان و افراد مسن نیز تمرکز دارد.
این عوامل عبارتند از مهارت های حرکتی، حل مسئله، درک اخلاقی، فراگیری زبان، احساسات، شخصیت، خودپنداره و شکل گیری هویت. همچنین به ساختارهای ذهنی ذاتی در برابر یادگیری از طریق تجربه می پردازد، یا اینکه چگونه ویژگی های یک فرد با عوامل محیطی در تعامل است و چگونه بر رشد تأثیر می گذارد.
روانشناسی رشد با رشته هایی مانند زبان شناسی هم پوشانی دارد.
روانشناسی تکاملی
روانشناسی تکاملی به این می پردازد که چگونه رفتار انسان، به عنوان مثال زبان، تحت تأثیر تنظیمات روانی در طول تکامل قرار گرفته است. یک روانشناس تکاملی معتقد است که بسیاری از ویژگی های روانشناختی انسان از این جهت سازگار هستند که ما را قادر ساخته اند در طول هزاران سال زنده بمانیم.
روانشناسی قانونی
روانشناسی قانونی شامل کاربرد روانشناسی در تحقیقات جنایی و قانون است. یک روانشناس قانونی روانشناسی را به عنوان یک علم در سیستم عدالت کیفری و دادگاه های مدنی تمرین می کند. این شامل ارزیابی عوامل روانی است که ممکن است بر یک پرونده یا رفتار تأثیر بگذارد و یافته ها را در دادگاه ارائه کند.
روانشناسی سلامت
روانشناسی سلامت را طب رفتاری یا روانشناسی پزشکی نیز می نامند. این مدل مشاهده می کند که چگونه رفتار، زیست شناسی و زمینه اجتماعی بر بیماری و سلامتی تأثیر می گذارد.
یک پزشک اغلب ابتدا به علل بیولوژیکی یک بیماری نگاه می کند، اما یک روانشناس سلامت بر کل فرد و آنچه بر وضعیت سلامتی او تأثیر می گذارد تمرکز می کند. این ممکن است شامل وضعیت اجتماعی-اقتصادی، تحصیلات، و پیشینه آنها و رفتارهایی باشد که ممکن است بر بیماری تأثیر بگذارد، مانند رعایت دستورالعمل ها و داروها.
روانشناسان سلامت معمولاً در کنار سایر متخصصان پزشکی در محیط های بالینی کار می کنند.
روانشناسی عصبی
روانشناسی عصبی به ساختار و عملکرد مغز در ارتباط با رفتارها و فرآیندهای روانی نگاه می کند. اگر شرایطی شامل ضایعات در مغز و ارزیابی هایی باشد که شامل ثبت فعالیت الکتریکی در مغز باشد، ممکن است روانشناسی عصبی درگیر باشد.
روانشناسی کودک
روانشناسی کودک مطالعه رشد ناخودآگاه و آگاهانه دوران کودکی است. روانشناسان کودک مشاهده می کنند که چگونه کودک با والدین خود، خود و جهان تعامل می کند تا رشد ذهنی خود را درک کند.
روانشناسی شغلی
روانشناسان شغلی یا سازمانی در ارزیابی و ارائه توصیه هایی در مورد عملکرد افراد در محل کار و آموزش نقش دارند. آنها به شرکتها کمک میکنند تا راههای مؤثرتری برای عملکرد پیدا کنند و درک کنند که افراد و گروهها چگونه در محل کار رفتار میکنند. این اطلاعات می تواند به بهبود اثربخشی، کارایی، رضایت شغلی و حفظ کارکنان کمک کند.
روانشناسی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی از روش های علمی برای درک اینکه چگونه تأثیرات اجتماعی بر رفتار انسان تأثیر می گذارد استفاده می کند. این مدل به دنبال توضیح چگونگی تأثیر احساسات، رفتار و افکار از حضور واقعی، خیالی یا ضمنی افراد دیگر است. یک روانشناس اجتماعی به رفتار گروهی، ادراک اجتماعی، رفتار غیرکلامی، سازگاری، پرخاشگری، تعصب و رهبری می پردازد. ادراک اجتماعی و تعامل اجتماعی کلید درک رفتار اجتماعی است.
روانشناسی ورزش و عملکرد
روانشناسان ورزش و عملکرد از علم برای مطالعه رفتار و توانایی های انسان در ورزش و عملکرد استفاده می کنند. آنها به افراد کمک می کنند بر موانع روانی غلبه کنند که می تواند مانع از موفقیت و موفقیت حرفه ای آنها شود.
روانشناسی توانبخشی
روانشناسان توانبخشی افراد دارای معلولیت و شرایط سلامت مزمن را مطالعه می کنند و به بهبود کیفیت کلی زندگی آنها کمک می کنند.
روانشناسی شخصیت
روانشناسی شخصیت شاخه ای از روانشناسی است که به بررسی شخصیت و تنوع آن در بین افراد می پردازد. هدف آن نشان دادن این است که چگونه افراد به طور فردی به دلیل نیروهای روانی متفاوت هستند. حوزه های تمرکز آن عبارتند از: ساختن تصویری منسجم از فرد و فرآیندهای روانشناختی اصلی آنها.
روانشناسی خانواده
روانشناسی خانواده یک تخصص در روانشناسی حرفه ای است که بر احساسات، افکار و رفتار افراد، زوج ها و خانواده ها در روابط و در محیط وسیع تری که در آن فعالیت می کنند متمرکز است.
روانشناسی زنان
روانشناسی زنان رویکردی است که بر مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متمرکز است که زنان در طول زندگی با آن مواجه هستند. این مدل به عنوان واکنشی به نظریههای رشدی تحت سلطه مردانه مانند دیدگاه زیگموند فروید در مورد تمایلات جنسی زنانه پدیدار شد.
روانشناسی زرد
رویکردهای روانشناسی زرد اغلب به پیشنهاد راهحلهای سریع برای مشکلات مهم و دشوار ختم میشوند. این روشها بهطور معمول از سوی پژوهشها و جامعه علمی تأیید نمیشوند؛ اما آدمهای عادی را به سمت خود جلب میکنند. کسانی که به دنبال حال خوب هستند، برای رسیدن به این هدف، از روانشناسی زرد استقبال میکنند. این نوع از روانشناسی حتی شامل انواع مطالب روانشناسی غیرعلمی که در مکان های مختلف بیان می شود نیز می باشد.
آسوک